بازاریابی چیست؟

“دو هدف اصلی از تجارت، صرفا بازاریابی و نو آوری است.” – میلان کوندرا

چند نکته کوتاه و سریع:
  • بازاریابی، اساسا، فرایند درک مشتریان، ایجاد، و حفظ روابط با آنها است.
  • فارغ از اندازه و میزان بهره گیری، بازاریابی کلید موفقیت یک سازمان است.
  • به طور کلی، انواع مختلفی از بازاریابی، اعم از دیجیتالی و همینطور آفلاین، وجود دارد. شما باید آن روشی که بهترین نتایج را برایتان رقم می زنند را تعیین و دنبال کنید.
  • تیم های بازاریابی و فروش باید رویکردی یکپارچه و منظم داشته باشند; از این رو، اتوماسیون سازی (رویکرد مبتنی بر کامیپیوتر) به آنها کمک می کند تا در مسیری یکسان حرکت کنند.
بازاریابی چیست؟
بازاریابی چیست؟

تعریف بازاریابی

بازاریابی، در واقع، فرایند آموزش این مسئله به مصرف کنندگان است که چرا آنها باید محصول یا خدمات شما را به محصول و خدمات رقبای شما ترجیح دهند. این فرآیند به نوعی، متقاعد کردن مشتریان است. به بیانی دیگر، بازاریابی هر فرآیند مربوط به انتقال یک محصول یا خدمات از کسب و کار شما به مصرف کننده را در بر می گیرد.

بازاریابی شامل ایجاد یک مفهوم برای محصول یا خدمات، شناسایی افرادی که احتمالاً آن را خریداری می کنند، تبلیغ آن محصول یا خدمات و نهایتا، انتقال آن از طریق کانال های  فروش است. جمعا، سه هدف اصلی برای بازاریابی وجود دارد:

  • جلب توجه بازار هدفتان
  • ترغیب مصرف کننده به خرید محصول یا خدمات شما
  • رائه یک شرایط خاص و کم خطر برای مشتری برای ساده سازی فرآیند خرید

اما حقیقتی که باید با آن روبرو شویم این است که بازاریابی برای یک فرد شغلی سطح متوسط، صرفا برابر است با ارتقاء و تبلیغ.

بازاریابی، در واقع همان کلمات شما و شیوه گفتاریست که در توضیح اینکه محصولتان چقدر جذاب است و چرا مردم باید آن را خریداری کنند، استفاده می کنید.

در حقیقت، بازاریابی یک تبلیغ، یک بروشور و یک بیانیه مطبوعاتی است; حتی جدیدا، بازاریابی می تواند تنها یک صفحه فیس بوک یا توییتر نیز باشد.

واقعیت مسئله این است که بازاریابی نقطه اشتراک تجارت و مشتری است. شما باید میان منافع شخصی تجارتتان و نیازهای خریدار، ارتباطی منطقی برقرار کنید.

“هدف از بازاریابی، شناختن و درک مشتری به گونه ای است که محصول یا خدمات کاملا برای مشتری مناسب جلوه کند و محصول خودش، خودش را بفروشد”. – پیتر اف. دراکر

بازاریابی به این معنا نیست که چه کسی می تواند سریعتر صحبت کند و یا بهتر به مشتری نزدیک شود. آنچه حائز اهمیت می باشد، درک عمیق روانشناختی از نیازهای مشتری است. استیو جابز بهتر از هر کس دیگری این توانایی را در خود داشت.

برای مثال های بیشتر می توان به هنری فورد و توماس ادیسون نیز اشاره کرد. هر گونه نوآوری در تاریخ جهان ، ترکیبی از درک قدرتمند از نیازهای انسان و دید خلاقانه برای ارائه آن است.

بازاریابی چیست؟
بازاریابی چیست؟

بازاریابی یک مکالمه است!

بازاریابی، گفتگویی است که بین دو نفر نا آشنا با یکدیگر شروع می شود. مکالمات با کیفیت، منجر به درک نیازها می شود. بینش بالایی همچون این مورد، به ارائه بی نظیر محصولات از طریق بهره گیری از تجربیات شخصی خود مشتری می انجامد. چنین فرآیندی را می توان بازاریابی تلقی کرد.

وقتی با شخصی آشنا می شوم که هیچ اطلاعاتی از او ندارم، از او سؤال می کنم. سعی می کنم با او آشنا شوم. سعی می کنم رویاها، مشکلات و نیازهایش را درک کنم.

البته در مورد خودم به هیچ وجه صحبت نمی کنم; مگر اینکه طرف مقابلم علاقه شخصی به دانستن یکسری مسائل درباره من داشته باشد; اما این فقط از یک همدلی واقعی نشئت می گیرد. به بیانی دیگر، من باید واقعاً به طرف مقابلم اهمیت دهم تا اعتمادش را بدست بیاورم.

بازاریابی به همدلی نیاز دارد

و اما چگونه می توانید قدرت و اهمیت همدلی را برای مدیر عاملانی که هیچگونه درکی از آن ندارند توضیح دهید؟  چگونه می توانید همدلی را برای مدیرعاملان کسب و کارهایی که صرفا به فکر فروش و تبلیغ هستند، توضیح دهید؟ کسانی که فقط می خواهند لوگوهایشان را در استادیوم ها و کلاه های گلف به نمایش بگذارند؟

شما باید به آنها نشان دهید که ما، به عنوان یک جامعه، به تبلیغات، ارتقا رتبه و راهکار های بازاریابی مبتنی بر اهداف شخصی، هیچگونه اهمیتی نمی دهیم. تبلیغات و ارتقا در دنیای امروز مانند گذشته جوابگو نیستند.

در عوض، ما به محتوا و برند هایی که به ما کمک می کنند، توجه داریم. تنها راه موجود برای برند ها برای دستیابی به این امر، ایجاد محتوایی است که در واقع به مردم کمک کند و این مسئله باید جدی گرفته شود چرا که ما به این خاطر برای دفعات متعددی دچار بحران و شکست شده ایم. ما به همه چیز شک داریم و از صرفا پخش خودکار تبلیغات ویدیویی در سایتهایی که دوست داریم از آنها بازدید کنیم، خسته شده ایم و عصبانی هستیم.

چهار مرحله بازاریابی

شرکتها باید برای اطمینان از آماده بودن محصولات یا خدماتشان، مراحل مختلفی از بازاریابی را طی کنند :

  • • ایده : بازاریابی زمانی شروع می شود که ایده ای برای یک محصول یا خدمات ایجاد کنید. قبل از راه اندازی یک محصول یا خدمات، باید تصمیم بگیرید که چه چیزی می فروشید، چه تعداد گزینه در دسترس دارید و چگونه می خواهید آن را بسته بندی و به مصرف کنندگان ارائه کنید.
  • تحقیق و آزمایش : قبل از اینکه بتوانید ایده خود را عمومی کنید، باید تحقیقات و آزمایش های بازاریابی را انجام دهید. حوزه های بازاریابی معمولاً مفاهیم جدید محصولات را با گروه های متمرکز و نظرسنجی ها آزمایش می کنند تا علاقه مصرف کننده را ارزیابی، ایده های محصول را به نوعی تصفیه و قیمت نهایی محصول را تعیین کنند. تحقیق در مورد رقبایتان می تواند به شما در تعیین قیمت بهینه و تولید ایده های بهتر برای جا دادن نام تجاریتان در بازار موجود کمک کند.
  • تبلیغات: اطلاعاتی که شما در تحقیقتان جمع می کنید به شما در تعریف استراتژی بازاریابی و ایجاد کمپین تبلیغاتی کمک می کند. کمپین ها می توانند در اشکال مختلفی همچون رسانه، رویدادها، تبلیغات مستقیم، مشارکتهای پرداخت شده، روابط عمومی و موارد دیگر باشند. قبل از راه اندازی یک کمپین تبلیغاتی ، معیارهای مشخصی را تعیین کرده تا بتوانید از آنها استفاده و میزان کارایی کمپین تبلیغاتیتان را ارزیابی کنید.
  • فروش: تعیین کنید که در کجا و چگونه می خواهید محصولتان را به مشتریان بفروشید. به عنوان مثال شرکت های کالای مصرفی، عمدتا محصولشان را به عمده فروشان که بعدا با خرده فروشان معامله می کنند، می فروشند. در بازار صنعتی روند خرید طولانی تر است و تصمیم گیرندگان بیشتری درگیر این فرآیند هستند. ممکن است شما بخواهید محصول بصورت محلی، ملی و یا حتی بین المللی بفروشید. برخی از شرکت ها نیز فقط محصولات و یا خدمات خودشان را به صورت آنلاین می فروشند. کانال های توزیع و فروش شما روی کسانی که محصولات شما را خریداری می کنند، زمان خرید و همینطور نحوه خرید آنها تأثیر می گذارد.

مدل 4 پی.اس (Four Ps Model) در بازاریابی

این چهار مرحله بازاریابی می تواند روی یک مدل بازاریابی محبوب دیگر، معروف به چهار  PS بازاریابی، نیز ترسیم شود. چهار Ps در این مدل همان محصول، قیمت، تبلیغات و مکان است.

  • محصول: این مرحله، روشن سازی رویه هایی است که برای اطمینان از آماده بودن محصولاتتان برای فروش ارائه می دهید. محصول (یا خدمات) شما باید شکافی را در بازار پر کرده، نیازهای مشتریان را برآورده کند و از رقابت دور بماند.
  • قیمت: روشن سازی هزینه خرید، از جمله قیمت استیکر و همچنین میزان بازپرداختهای قابل اندازه گیری کمتری که مشتری باید در هنگام خرید محصولاتتان، پرداخت کند.
  • تبلیغات: مشخص کردن اطلاعاتی که شما از طریق تبلیغات هدفمند به مصرف کنندگان ارائه می دهید تا علاقه آن ها را نسبت به محصولاتتان جلب کنید. تبلیغات معمولاً یکی از این دو هدف را دارند: بدست آوردن مشتری یا شروع فروش های واقعی.
  • مکان: این مرحله به نحوه و مکان فروش محصولات مرتبط است. کلیه تصمیمات توزیع بخشی از فرایند کلی بازاریابی شما است.

انواع تبلیغات

تبلیغات بسیاری وجود دارد که می توانید برای ارتقاء مشاغل خود، آموزش مشتریان در مورد محصولاتتان و فروش آن ها استفاده کنید. کمپین های چاپی،رادیویی و تلویزیونی و همینطور نامه های مستقیم، ایمیل و بازاریابی اینترنتی، از انواع تبلیغات هستند. اگر وب سایتی دارید، باید آن ها از لحاظ جستجو بهینه سازی کنید تا مشتریان بتوانند آن را از طریق موتورهای جستجو مانند Google ، Yahoo! و Bing پیدا کنند.

خبرنامه ها، انتشارات مطبوعاتی و مقالات نیز اشکال بازاریابی هستند که برای بدست آوردن مشتری و فروش استفاده می شوند. برخی از شرکت ها همچنین از بازاریابی ارجاعی استفاده می کنند، به این معنا که مشتریان راضی از محصول، برای افزایش تجارت شما (اغلب برای دریافت پاداش از سوی شما)، دیگران را با برندتان آشنا می کنند.

ظهور و افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی اهمیت بازاریابی به وسیله آن ها را افزایش داده است. از جمله استفاده های گوناگون از آن ها می توان به ارتباط با مشتریان در رسانه های اجتماعی برای ترغیب آن ها به کسب و کار خودتان، همکاری با افراد تأثیرگذار در رسانه های اجتماعی از طریق قرار دادن محصول یا اسپانسرهای پرداختی و همچنین، پرداخت هزینه تبلیغات برای نمایش در پلتفرم های چون Facebook یا   Instagram اشاره کرد. انواع تبلیغاتی که انتخاب می کنید به بودجه شما، نوع تجارت و ترجیحات مشتریانی که مد نظر دارید، بستگی دارد.

مراحل کار در بازاریابی

تبلیغ یا ارتقا، فقط یکی از مؤلفه های برنامه بازاریابیتان است. روند بازاریابی با یک ایده برای محصولتان شروع می شود و تا زمانی که آن محصول در دست مصرف کننده ای باشد که آن را خریداری کرده است، ادامه می یابد.

حتی پس از فروش، بازاریابی شما به پایان نمی رسد — بخشی از تبلیغات شما باید مشتریان فعلیتان را هدف قراربدهد تا همچنان مشتریتان باقی بماند. هدف از این، افزایش وفاداری مشتریان فعلیتان است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالای صفحه بردن