بالون » هوش مالی » استارتاپ

استارتاپ

در عصر حاضر به لطف فراگیر شدن اینترنت، بسیاری از کسب و کارها به صورت آنلاین در زمینه های متنوع فعالیت خود را آغاز کرده اند. یکی از پدیده هایی که در بستر اینترنت و حوزه کار آفرینی عالی عمل کرده است استارتاپ ها هستند. این استارتاپ ها بر خلاف تجارت های کوچک با هدف رشد و توسعه پا به عرصه می گذارند برای آشنایی بیشتر به این پدیده نو ظهور این مقاله را از دست ندهید.

استارتاپ

استارتاپ چیست؟

لزوما استارتاپ ها پروژه ها و کارهای عجیب و غریب و پیچیده علمی نیستند؛ بلکه ایده های خامی هستند که با تلاش یک گروه تبدیل به یک محصول شده و یا شرایط بهتری برای فروش آن محصول فراهم می شود. تمام مراحل آغاز تا پایان استارتاپ ها از طریق یادگیری مبانی پایه ای آن و یا به صورت آزمون و خطا توسط افراد تیم انجام می گیرد. به عنوان مثال زمانی که یک گروه از افراد تصمیم بگیرند در یک محصول شناخته شده تغییراتی ایجاد کنند و آن را به عنوان محصولی جدید وارد بازار کنند آن ها در واقع با توسعه و رشد فعالیت های خود در مورد آن محصول اقدام به ایجاد یک استارتاپ می کنند.

آموزش مراحل راه اندازی استارتاپ

بسته به سلیقه افراد مراحل راه اندازی استارتاپ ها متفاوت ها است؛ اما اگر می خواهید یک استارتاپ بی دردسر و اصولی داشته باشید نیاز به الگو دارید. در ادامه مراحل هفتگانه راه اندازی استارپ را توضیح می دهیم.

خلاقیت در ایده‌ پردازی

همان طور که گفتیم آغاز یک استارتاپ می تواند با یک ایده خام جدید و خلاقانه باشد که از کسب و کارهای داخلی یا خارجی الهام می گیرد. برای پیدا کردن ایده های جذاب لزوما نیازی به اختراع یک چیز جدید یا تحمیل هزینه های سنگین نیست؛ همین که راه حلی بیابید که بتوان یک محصول ساده را با هزینه ای اندک به شکلی در آورد که بتوان به عنوان یک محصول جدید آن را به مشتری معرفی کرد و او را مشتاق به خرید نمود می تواند شروع یک استارتاپ موفق باشد.

تحقیق و تفحص برای تعیین نقشه راه

همیشه دست به قلم شدن یک راه حل بی نظیر برای به کار انداختن ذهن بوده و هست. برای تعیین نقشه راه آغاز و پایان استارتاپ باید قلم و کاغذی بردارید و ایده خام خود را روی آن پیاده سازی کنید تا صفر تا صد کار را روی کاغذ ببینید و ترسیم کنید که به چه نقطه ای می خواهید برسید. در این جور مواقع خیال پردازی راه را برای تفکر بیشتر هموار می کند تا فرد بتواند هدف خود را تا جایی که امکان دارد جلو ببرد.

نقشه راه

بعد از ترسیم کل مسیر باید بتوانید آن را به هدف های کوچک و بزرگ تقسیم کنید. سپس نوبت به تحقیق مسیری است که روی کاغذ پیاده کرده اید. برای این کار بهتر است ایده خود را برای افراد خانواده و دوستان مطرح کرده و از آن ها نظر خواهی کنید تا متوجه اشکالات و نقاط قوت طرح خود شوید. تحقیقات می تواند پیرامون محصول و میزان اشتیاق مشتریان از محصول باشد.

ادعای مالکیت از طریق ثبت ایده

برای جلوگیری از فاش شدن ایده خودتان نباید آن را به غیر از افراد مورد اعتماد بگویید؛ زیرا ایده یک طرح بدیع محسوب می شود که شاید تا به حال کسی در مورد آن فکر نکرده است. دقت کنید اگر واقعا ایده شما ارزشمند است و قابلیت کپی برداری دارد به صورتی که به شما ضرر بزند به سراغ ثبت ایده و مسائل قانونی بروید.

ساخت نمونه اولیه

ایده های مختلف برای انجام شدن مسیرهای متفاوتی دارند تا تبدیل به یک استارتاپ شوند. در ایده های از نوع خدماتی به تهیه نمونه اولیه نیاز نیست ولی برای طرح های تولیدی، تهیه نمونه اولیه از مراحل اصلی استارتاپ است. در این مرحله بعد از مشخص شدن محصول نهایی باید ببینیم تولید نمونه اولیه آن امکان پذیر هست یا خیر. سپس واکنش جامعه هدف را در مورد محصول بررسی کنید و چند نمونه اولیه تولید نمایید تا مورد قبول عموم افراد باشد.

معرفی نمونه به بازار هدف کوچک

در این مرحله چون قبلا ایده خود را ثبت کرده اید و گواهی مالکیت دارید، می توانید چند نمونه اولیه تولید کنید و آن را برای بررسی و تحلیل محصول در اختیار مشتریان جامعه هدف قرار دهید. برای دریافت بازخورد مشتریان از محصول باید به همراه آن یک فرم نظرسنجی نیز به افراد بدهید.

ثبت ایده و محصول

بعد از اینکه با موفقیت ایده خود را در سایت مالکیت معنوی ثبت کردید و مجوز مالکیت ایده را دریافت نمودید باید محصول و ایده خود را در مراجع قانونی نیز به ثبت برسانید تا هیچ فردی نتواند از محصول و ایده شما استفاده کند. مراحل ثبت ایده و محصول همانند ثبت ادعای مالکیت ایده است. دقت کنید که راه اندازی استارتاپ ریسک زیادی را می طلبد که باید تلاش کرد تا حد امکان این ریسک ها را برطرف کرد.

جذب سرمایه‌گذار

از مراحل سخت و پرچالش استارتاپ جذب سرمایه گذار برای شروع پروژه است که بپذیرد برای توسعه و رشد یک ایده تازه سرمایه گذاری کند و از ریسک آن نترسد. اینکه چقدر در این مرحله موفق شوید به نحوه عملکرد شما در مراحل قبل و توانایی شما در ارائه برمیگردد.

علل شکست استارتاپ ها

برای شکست استارتاپ ها دلایل گوناگونی از سوی صاحب نظران ارائه می شود که در اینجا ما به مهم ترین این علل اشاره می کنیم.

  • عدم تقاضای بازار
  • غلبه رقبا
  • تمام شدن سرمایه
  • محصولات ضعیف و کیفیت پایین
  • تیم سازی ضعیف و نامناسب
  • هزینه و مشکل قیمت گذاری
  • عدم توجه به مشتری
  • عدم وجود مدل کسب و کار
  • ضعف در بازاریابی
  • ارائه محصول و خدمت در زمان نامناسب
  • مناسب نبودن موقعیت مکانی
  • از دست دادن تمرکز
  • عدم یکپارچگی سرمایه گذاران و تیم
  • مسائل دست وپا گیر قانونی
  • نبود سرمایه گذار
  • عدم استفاده از مشاوران
استارتاپ

انواع استارتاپ

استارتاپهای سبک زندگی: افراد خود اشتغال

کارآفرینان سبک زندگی، آنگونه که ترجیح میدهند زندگی میکنند و برای هیچکس جز خودشان کار نمیکنند. در دره سیلیکون، چنین متخصصانی یک کدگذار آزاد (فریلنسر) یا طراحان وب هستند که شغل خود را با شور و حرارت دوست میدارند.

استارتاپهای کسب و کار کوچک: تامین خانواده

استارتاپهای کوچک شامل اغذیه فروشی، آرایشگاه مو، نانوایی، آژانس مسافرتی، برقکار و غیره میباشد. اینها کسانی هستند که کسب و کار خود را در جهت تامین نیازهای خانواده، راه اندازی کردهاند. کارآفرینی استارتاپ های کوچک برای قیاس طراحی شده اند.

استارتاپ های مقیاس پذیر: زاده شده تا بزرگ باشد

گوگل، اوبر، فیسبوک، توییتر تنها مثالهای جدیدی از این استارتاپها هستند. بنیانگذاران اینها، از همان ابتدا باور داشتند که جهان را تغییر خواهند داد. اینگونه استارتاپها، بهترینها و باهوش ترین ها را استخدام میکنند. آنها همیشه به دنبال مدل تکرار پذیر و مقیاس پذیر هستند. وقتی آن را پیدا کردند؛ برای رونق کسب و کار خود، به دنبال سرمایه گذاری بیشتری هستند. اغلب استارتاپ های مقیاس پذیر به صورت گروهی در خوشه های نوآوری جمع میشوند (دره سیلیکون، شانگهای، نیویورک، بوستون، اسرائیل و غیره).

استارتاپهای قابل خرید: زاده شده تا فروخته شود

در طول پنج سال اخیر، استارتاپ هایی که راه حلهای برنامه وب و موبایل ارائه می دهند؛ به شرکتهای بزرگتر فروخته میشوند. محبوبیت این تمایل بیشتر و بیشتر شده است. هدف آنها ساخت یک شرکت با ارزش میلیارد دلاری نیست؛ بلکه آنها به دنبال فروش آن به یک شرکت بزرگتر در ازای مبلغ هنگفتی پول هستند.

استارتاپهای شرکتهای بزرگ: خلاقیت یا مرگ

شرکتهای بزرگ، مدت زندگی محدودی دارند. تغییرات سلیقه مشتری، تکنولوژیهای جدید، مشکلات قانونگذاری، رقبای جدید میتواند فشار مضاعفی را برای شرکتهای بزرگ به وجود آورد و آنان را مجبور به خلق محصولات نوآورانه جدید برای مشتریان جدید در بازارهای جدید (به طور مثال گوگل و اندروید) کند.

استارتاپهای اجتماعی: ماموریت متفاوت

اینها پرشور بوده و منجر به تاثیرگذاری میشوند. با این حال، برخلاف استارتاپ های مقیاس پذیر، ماموریت آنها تبدیل جهان به جایی بهتر، نه از نظر ثروت بلکه از جهت ایده، است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *